ارزشهای معنوی


هم افزایی 

" هم افزایی بهتر از راه من یا راه توست. هم افزایی راه ماست.

Stephen Covey

  استاد دانشگاه، سخنران، مشاور تخصصی مدیریت


با توجه به سرعت بالای پیشرفت تکنولوژي با مقوله ای جدی با عنوان ((مرگ مشاغل)) روبرو هستیم. مشاغلی که زمانی بسیار پر رونق بوده و حال از سبد نیاز مردم حذف گردیده اند . این مقوله می تواند بسیار غم انگیز باشد . اما راهکاری وجود دارد که بتوان از حرکت  کسب و کار خود به سوی این مقوله وحشتناک جلوگیری نمود. راهکار تدوین شده در علم مدیریت(( هم افزایی)) بیان شده است . راهکاری که اتفاقا بسیار قدیمی بوده اما مدت زیادی نیست که مورد توجه تمامی سازمان ها قرار گرفته است . حتی این راهکار را          می توان در سیاست گذاری سازمانهایی که تولید بالا و فروش خوبی هم دارند پیش بینی نمود . هم افزایی با توجه به مفهوم خود مبنی بر تعامل یا همکاری 2 یا چند سازمان یا نهادهای دیگر برای تولید اثری بزرگتر از اثری است  که هر یک از آن ها به صورت جداگانه نمی توانند باقی بگذارند.  .

 به دلیل آنک هیچ گاه از هم افزایی تعریف درست و قابل فهمی ارائه نگردیده و عموما با شراکت اشتباه گرفته شده است و از آن جایی که شراکت در ذهن مدیران ایرانی از سابقه خوبی برخوردار نمی باشد  ، هم افزایی هیچگاه در برنامه پیشبرد اهداف شرکت گنجانده نشده است و به تبع آن ، مدیران به دلیل همان کمبود وقت همیشگی، زمانی را به آن اختصاص نداده اند .


از عمده ترین فواید هم افزایی می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1-  واحد تشکیل شده پس از ادغام منابع بیشتری برای فروش دارد و در نتیجه تولید محصول و افزایش آن را در پی دارد.

2-  واحد به وجود آمده خیلی از هزینه های اضافی را کاهش دهد. مانند کاهش نیروی انسانی و همچنین فضاهای موجود برای تولید محصولی یکسان را کاهش می دهد.

3-  اگر چند شرکت با هم ادغام شوند می توانند به جای رقابت با یکدیگر بر روی بهبود کالایشان کار کنند.


 

در هم افزایی  4 اصل مهم باید رعایت گردد :

1- تعامل : این ارتباطات زمانی رخ می دهد که ایده ها، نگرش ها و ... در فضایی باز و صادقانه انجام پذیرد.

2- درک متقابل : این مهم به معنای احترام گذاشتن به تفاوت های بین شرکت ها و پذیرش آن هاست.

3- ترکیب : زمانی که درک متقابل وجود داشته باشد، امکان ترکیب شدن به وجود می آید.

4- اجرا : برای اجرایی شدن طرح نهایی هم افزایی، نیاز به طرحی سازمان دهی شده است که از طریق هدف سازی ، اصول و قوانین و ... به وجود می آید.

یکی از بهترین مکانها برای هم افزایی سفر می باشد .سفری برنامه ریزی شده که می تواند زمان صرف شده برای آن را نیز بهینه نماید . سفری که همسفرهای آن ،  مدیران شرکتهای مختلفی خواهند  بود که آشنایی با این مدیران در طول سفر می تواند باعث کوتاه نمودن جاده منتهی به هم افزایی باشد .



مسئولیت اجتماعی 

در سال های اخیر هر روزه به حجم و توسعه بنگاه های اقتصادی افزوده می شود و از آنجا که تعداد آنها رو به افزایش است ، در نتیجه ساختار اقتصادی جامعه را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده است .به عبارتی  ، شرکت ها و بنگاه های اقتصادی در درون یک نظام اجتماعی مانند یک خرده نظام اجتماعی عمل می نماید . بنابراین مقوله ای به عنوان پذیرش مسئولیت اجتماعی از سوی بنگاه های اقتصادی می تواند یکی دیگر از راهکار های مفید مقبولیت و محبوبیت میان مخاطبین باشد . 

می توان بیان نمود که در واقع  مسئولیت اجتماعی شرکت ها ، یعنی چگونه از طریق کسب وکار مسئولانه و نه تنها فکر نمودن به درآمد ، ایجاد ثروت نماییم و هدف اصلی آن  اعلام آمادگی همکاری با یکدیگر است تا موجب همسو کردن مسئولیت های سازمان ها با سیاست های کلان و انسان دوستانه در جامعه گردد؛ که این روند به توفیق رشد و پایداری کسب وکار و نهایتا توسعه پایدار جامعه منتهی           می گردد.

از اینرو بسیاری از سازمان ها و بنگاه های اقتصادی در راستای ارزش های جامعه و سیاست بهبود زندگی شهروندان حرکت نموده و علاوه بر گردش اقتصاد کشور به عنوان یک نهاد پاسخگو در عرصه ی اجتماعی نیز وارد شده و ، این مسئولیت اجتماعی باعث ایجاد فرصت هایی عالی جهت رشد و شکوفایی شرکت در بازار و میان مشتریان خواهد بود .

در نظر بزرگان فن مدیریت و تجارت ، موسسات  باید بتوانند به طور مستقیم یا غیر مستقیم از طریق انجام فعالیت هایی به بهبود رفاه اجتماعی کمک کنند و این دیدگاه از این باور ناشی می شود که یک کسب وکار با محیط اطراف اش بسیار در هم تنیده است .  این مقوله تا حدی در دنیا مورد توجه است که سازمان های بین المللی با توجه به تاثیرگذاری شرکت ها بیش از حکومت ها ، در محیط پیرامون خود ، حل چالش های جهانی را بدون مشارکت شرکت ها غیر ممکن می دانند .بنابراین سازمان ها و شرکت ها می بایست به مفهوم مسئولیت اجتماعی به عنوان یک فرصت نگاه کنند .

از این رو،  بر آن شدیم تا علی رغم به عهده گرفتن مسئولیت اجتماعی در توسعه پایدار داخل کشور و همکاری مستمر با انواع مجموعه های مردم نهاد ، در عرصه جهانی نیز تعاملاتی در بالا بردن و توسعه آگاهی و آموزش مفاهیم، با سازمان های جهانی که از جمله ی آن می توان  سازمان UNICEF  را  نام برد ، جهت برطرف نمودن چالشهای بشری، اقداماتی انجام پذیرد . و حال آنکه نوع فرآیند های  تعریف شده در این سفر نیز در راستای یک مسئولیت اجتماعی  درون مرزی و برون مرزی در جهت ارتقا سطح علمی ، هنری  و تجربی صاحبان کسب و کار و متعاقبا مشتریان آنان که طیف وسیعی از جامعه را در بر خواهد داشت، برنامه ریزی شده و انجام می پذیرد . 


برندسازی شخصی



مدت زیادی از ورود اصطلاح برندسازی شخصی یا ( Personal Branding ) در ادبیات مدیریتی و تجاری دنیا نمی گذرد و  همین اصطلاح به ظاهر ساده به سرعت جای خود را به عنوان یک راهکار نوین در پیشبرد اهداف کسب و کار باز نموده است . اما متاسفانه در داخل ایران برداشت نادرستی از این راهکار عملی بسیار مفید شده است ؛ و بنابراین خیلی از مواقع نتیجه ی کار آمدی نیز نصیب سیستم نگردیده است .

می توان گفت برند سازی شخصی در واقع تعهدی تمام وقت است برای توصیف خود به عنوان یک رهبر .به عبارت دیگر برند سازی شخصی شما ، باید دارای ارزشهایی که به آن معتقد و به انجام آن قادر می باشید ، بوده و آنها را به طور مستمر و مداوم ارایه نمایید. برند سازی شخصی به معنای ارتقا خود نیست بلکه به معنای آگاه سازی درباره برند شما به واسطه خود شماست ؛ که این کار می تواند به عنوان محلی برای ارائه موفقیت های عملی شما باشد . برند شخصی مانند یک نشان تجاریست .سرمایه ای که باید از آن محافظت و در نگهداشت آن کوشا بود .

مسئله مهم این است که برند سازی شخصی به دلایل متعددی برای پیشرفت شما موثر است و مسئله مهم تر درک درست و در ادامه طراحی ، برنامه ریزی و عملکرد  صحیح در این زمینه است . و دقیقا همین جا است که از این راهکار می توان به عنوان کاربردی ترین و بهینه ترین روش پیشرفت و ماندگاری در بازار نام برد .

به دلیل همان برداشت اشتباهی که در ابتدا گفته شد ، بسیاری از مدیران معتقدند از رسا نه های اجتماعی می توانند به عنوان جایگاهی برای ساخت برند شخصی خود استفاده نمایند  و این فضا قابلیت رشد سریع ارزش بازار را برای برند آنها در کوتاهترین زمان، ممکن می سازد . ذکر این نکته در اینجا ضروری به نظر میرسد که پیشرفت تصویر شما رابطه مستقیم با پیشرفت تصویر خود شما دارد و هرچه رابطه این دو بهتر باشد موفقیت و ایستایی در ذهن مشتری دست یافتنی تر است .

DANIEL BILEY  بازیکن بسکتبال آمریکا ، در این رابطه می گوید : امروزه برند سازی شخصی بیشتر درباره متفاوت بودن است . پس شما باید خود را از راه های مختلف منحصر به فرد جلوه دهید تا متفاوت تر از دیگران به نظر برسید . این جمله می تواند جواب بسیار مناسبی برای مقوله رکود بازار باشد . مشتریان به دلیل حق انتخاب بالایی که پیدا نموده اند از یک سو و عدم وجود هیجان و تازگی در زندگی روزمره خود از سویی دیگر ، تحت تاثیر تبلیغات رنگارنگ قرار نمی گیرند . بنابراین تنها راهکار ، متفاوت بودن و متفاوت فکر کردن است . بهتر است فراتر از آنچه که دیگران می دانند، عمل نمایید .

همه مدیران در درجات شغلی مختلفی قرار داشته و کسب و کار خاص خود را نیز دارند . ولی آیا شخصیتی منحصر به فرد و تاریخچه ای حرفه ای خاص که به سرعت برجسته شوند نیز ، دارا می باشند ! ؟


تفاوت برند و لاو مارک

برای ارتباط با من باید بتوانی قلب مرا لمس کنی و احساس زنده بودن را در من ایجاد کنی.

آنت سیمویز از متخصصین حوزه داستان سرایی در برندسازی.

در عصر جدید تغییرات زیادی در حال اتفاق می باشد که نوع  معاملات و اطلاعات را دگرگون ساخته است . ورود عباراتی مانند Share of Hearts (برندینگ احساسی) را می توان از جمله این تحولات نامید . با ظهور رسانه های اجتماعی احساسات در کسب و کار ، جایگاه ویژه ای پیدا نمود . به طوری که شاهد برند های هوشمندانه تری از نظر قدرت تعامل و درگیر کردن احساسات مخاطب هستیم . در حال حاضر کلید توسعه برند ها ، استراتژی متقاعدکننده ی دیگریست که بداند چگونه احساس خود را به مشتری یا مخاطب خود القا نماید و آن چیزی جز تمرکز بر روی قلب روابط انسانی و ارزشها نمی باشد. اما مسئله ای که بسیاری از صاحبان برند های بزرگ را درگیر خود نموده این است که برند ، خود باید برای خودش صحبت کند. اما سوال این است چگونه این امر امکان پذیر است ؟

اصطلاح دیگری که  باعث تحول در توسعه کسب و کار ها گردیده است ، ((لاو مارک )) یا همان فرابرند است . عاملی که توانسته جایگاه متمایزی در قلب و ذهن مخاطب خود بیابد ، به طوری که جایگاهی فراتر از برند پیدا نموده و تبدیل به بخشی از زندگی و فرهنگ مخاطب خود می گردد، چنانکه مخاطب احساس میکند بدون آن زندگی امکان پذیر نیست.برای مثال برندی مانند کوکاکولا بر پایه ی سابقه ی طولانی توانسته است چنان در ذهن و قلب مشتریانش جای گیرد که مشتری احساس میکند می تواند با وجود آن هیجان و نشاط بگیرد.بنابراین برند ها برای ماندگاری بیشتر به عبور از سطح برند به لاومارک نیاز دارند.


تفاوت برند و لاو مارک :

برند به دلیل داشتن هویت و اعتبار ، مورد احترام مخاطب می باشد ولی لزوما دوست داشتنی نیست و به ارتباط عمیق تری نیاز دارد تا باعث ایجاد عشق در مشتری گردد.در کنار توسعه احترام ، بایستی سعی در ایجاد روابط کاملتری نمود . داستان سرایی در برند یکی از ابزاریست که به واسطه ی آن میتوان به تشدید این احساس قدرتمند اقدام نمود. اما در" لاو مارک" پنج حس شنوایی، بویایی، بینایی، چشایی و لامسه به طور کامل درگیر می گردد تا شانس بیشتری در ایجاد ارتباط با مشتری پیدا شود .در دنیای امروز به اشتراک گذاری ارزش فلسفه و ایجاد همدلی می تواند ضامن ایجاد  ارتباط گرم گردد یعنی دقیقا همان چیزی که مشتری به آن نیاز دارد "حس خوب".

به طور خلاصه میتوان گفت وقتی می توانیم به سمت لاو مارک حرکت نماییم که با ایجاد دوست داشتن در مخاطب ، شور، شوق  و احساس بیشتری به مشتری خود القا نماییم . یکی از راهکارهای موثر، ایجاد یک مسئولیت اجتماعی کارآمد برای سازمان می باشد .


مدیریت و جسارت


مرد شجاع کسی نیست که ترس را احساس نکند ، بلکه کسی است که بر ترس غلبه است .

نلسون ماندلا


ریسک ، چه زمانی که انسانهای اولیه برای شکار از غار خارج میشدند و چه زمانی که  انسان امروزی برای کار از منزل خارج می شود همراه انسان بوده است  . در واقع مشکل مردم با ریسک ناخودآگاه نیست . مشکل از جایی شروع میشود که برای فرآیندی برنامه ریزی گردد و خطرهای ناشی از آن مورد بررسی قرار بگیرد.در واقع ریسک ناشی از ترس و ترس ناشی از عدم آگاهی و تجربه است  .

مدیریت ریسک و تجزیه و تحلیل تاثیر آن بر روی کسب و کار، از بخش های مهم یک فعالیت تجاری می باشند. با درک پتانسیل های ریسک در کسب و کار شما و یافتن راه هایی برای کم رنگ تر کردن و مقابله با آن  می توانید کسب و کار خود را گسترش دهید.

بدیهی است که  فاکتور ریسک پذیری و عدم ترس از ریسک یکی از گزینه های اصلی مدیر می باشد که مدیران ایرانی با آن به خوبی آشنا هستند .البته ریسک در فرهنگ مدیریتی ایرانی بیشتر به معنی خطر کردن در مسائل مالی تجربه شده است؛ اما ریسک مفاهیم بسیار زیادی را در بر خواهد داشت . همانطور که در بالا اشاره شد عدم  ریسک پذیری از ترس ناشی می شود . ترس از قبول اتمام دوره ی کسب وکار خود  به دلیل پیشرفت تکنولوژي و مرگ بسیاری از مشاغل ، ترس از استارت آپ سازمانی ، ترس از شروع یک کسب و کار جدید ، ترس از واگذاری کارها به دیگران بدون نظارت مستقیم ، ترس از متفاوت عمل نمودن و ... . اما مطلب مهمی که وجود دارد و برای بیان آن باید با خود روراست باشیم ، ترس از تغییر می باشد .این تغییر به معنی تغییر در سازمان نیست بلکه به معنی تغییر در اخلاق ، عملکرد و حتی روحیه ی یک مدیر می باشد .  یک مدیر باید با ترسها و چالش های وجودی خود روبرو گردد ، آنها را بپذیرد و برای برطرف نمودن آن اقداماتی را انجام دهد . یکی از راه های مبارزه با ترس از ریسک، انتقال مسئولیت ریسک ، به دیگران از طریق برون سپاری و همکاری می باشد . بسیاری از مدیران ایران در جزئی ترین  تصمیم گیری های شرکت نیز حضور دارند و اصطلاحا شرکت قائم به حضور مدیر است . شاید یکی از دلایلی که مدیران ،ریسک دوری از میز خود را قبول نمی کنند ؛هراس از ایجاد مشکل  در روند کسب و کار خود می باشد که آنها را مجبور به صرف مدت زمان طولانی جهت حل آن مشکل می نماید . از این رو یادگرفتن مهارت کار تیمی ، وفق دادن خود با شرایط موجود و روبرو شدن با چالش های درونی می تواند راهکار بسیار خوبی برای تبدیل مدیریت یک نفره به مدیریت مدرن در قالب یک تیم باشد.


کاراگاه آموزشی مدیران با عنوان (( مدیریت ریسک )) در قطب شمال!

هماگونه که می دانید ، مدیریت ریسک می تواند ابعاد بسیار گسترده ای را در بر بگیرد که باعث ترقی و تعالی مدیر و در ادامه سیستم می گردد .بنابراین گروه بین المللی سمین  با توجه به شعار خود مبنی بر ((متفاوت عمل کنیم )) ، اقدام به طراحی و اجرای بیزینس تور در مکانهای عجیب و خاص دنیا مثل جنگلهای آمازون ، کوهها و آبشارهای عجیب دنیا ، قطب شمال و جنوب و ... نموده است که یکی از موارد آن  برگزاری کارگاه آموزشی مدیریت ریسک در قطب شمال برای اولین بار در جهان می باشد . 


Top